دوستان گرامی وعلاقه مندان به تحلیل های راهبردی سیاسی ؛آنچه در ذیل میآید ادامه قسمت اول مقاله ی "ایران ،آمریکا دوئل بدون سلاح" میباشد که درآن به بررسی روشهاو سلاحهای مورد استفاده طرفین در این دوئل آشکار میپردازیم لذا توصیه نگارنده به خوانندگان محترم، مرور مجدد قسمت اول این مقاله وسپس مطالعه یادداشت ذیل میباشد!
ایران ، آمریکا؛ دوئل بدون سلاح !(قسمت دوم)
دوئل به مبارزه ای گفته میشود بین دو تن به نمایندگی ازدو طرف درگیر در یک نبرد برای تعیین سرنوشت ودر آن فقط یک نفر پیروز میدان خواهد بود، مبارزه ای بدون زخمی یا مجروح ؛ مبارزه ای برای نابودی، وبرنده، حاکم بعدی میدان خواهد بود! این قانون دوئل است!

در قسمت اول گفتیم که؛ وقتی نمیتوانی مسئله ای را حل کنی بهترو راحتتراست که صورت مسئله را حذف کنی تا دیگران ناتوانیت رانفهمند! غرب نیزدر مورد ایران این راه را انتخاب نموده است وروشهایی را برای آن درحال پیاده سازی است هرچند باید خطاب به غرب بگوییم که دیگرخیلی دیر شده است ! چرا که این مسئله ای است که ما برسرنوشت دنیا حک نموده ایم!!
اما اینک می پردازیم به اینکه امریکاییها برای عقب انداختن شکست محتوم نظریه" لیبرال سرمایه گرایی غرب" دربرابر تفکر الهی حکومت چه ترفندها وتاکتیکهایی را اتخاذ کرده است!؟برای پاسخ به این سوال درهمین ابتدا بدون تاکید براولویت یا اهم ومهم کردن ، تعدادی از روشهای مذکور را برمی شمریم:ولی همانگونه که در قسمت گذشته مقاله عنوان کردم از آنجا که غرب به این تحلیل درست رسیده که برای فرار از پاسخ به این نظریه که "دین میتواند" ابتدا باید پرچمدار این دکترین را حذف کند چراکه حذف او خود به معنای پاسخی تام به طرفداران این نظریه خواهد بود؛ پاسخی به این مضمون که: دیدید که دین نتوانست ! که اگر میتوانست حذف نمیشد! وهمانطور که در بخش اول یادداشت تشریح نمودم از آنجا که جمهوری اسلامی ایران را بانی این نظریه میداند خود را متعهد به اتخاذ روشهایی برای به شکست کشاندن روش حکومت داری ایران اسلامی از طریق تمام ابزار دراختیار میداند که عبارتنداز
- اعمال سلطه براقتصاد جهان از طریق کنترل بازار های جهانی به روش تحریم های گسترده وهدفمند
- اختراع سیستم وسامانه ای پولی به نام بانک وکنترل تمامی فعل وانفعالات مالی دنیا از طریق آن در حد توان له یا علیه یک کشور یا حکومت خاص
- استفاده ازابزار رسانه برای کنترل وهدایت وسپس حکومت برافکار عمومی جهانی از طریق القائات مخرب وهمینطور ارعاب توده های ملی و سیاستمداران جوامع هدف
- استفاده از عوامل نفوذی ،خود فروخته ، خود باخته یا معتقد به مبانی غرب در سطوح مختلف ،در جوامع هدف به عنوان پیاده نظام وانگل سیستم اجتماعی ، سیاسی وسامانه ی فکری مخالف همانند موسسات ،احزاب یا گروه های وابسته
- اعمال قدرت نظامی از طریق مداخلات مسلحانه ی غیر مستقیم از طریق گروه های شبه نظامی ومیلیشیا ودر نهایت مداخله از طریق تهاجم نظامی مستقیم گسترده برای ساقط کردن رژیم های مخالف
که به تحقیق و به ضرس قاطع می توانیم مدعی باشیم جمهوری اسلامی ایران طی سه دهه گذشته تجربه مقابله با تمام روشهای فوق را از سوی غرب حتی تهاجم گسترده نظامی به واسطه رژیم صدام وحتی رویارویی با ناوگان ایالات متحده درهمان زمان در خلیج فارس را دارا میباشد! وجالب است مهمترین دلیل الهام بخش بودن ایران اسلامی برای ملتهای تحت ستم سربلندی وپیروزی در تمامی این تجارب سنگین وتلخ میباشدتجربه هایی که شاید به قیمت از دست دادن قریب به نیم میلیون از برادران وخواهران هموطنمان به دست آمده وامروز ثمره آن خون های ریخته شده وخون دلهای خورده شده بربالهای ماهواره برهای ایرانی سیمرغ وسفیر و سایر دستاوردهای علمی دانشمندان این آب وخاک خودنمایی میکند! تاجایی که رسانه های کشور های عربی شمال افریقا نوشتندکه شیران ایرانی باید نژاد مردان عرب را اصلاح کنند!
اما آنچه که امروز ایالات متحده به عنوان تنها راه باقی مانده برای حفظ هژمونی خود در جهان دربرابر پیشروی های مداوم ایران برای خود متصور است در دو روش خلاصه میشود:
۱- به سازش کشاندن جمهوری اسلامی ایران از طریق فشار ومذاکره
۲- تهاجم بی واسطه ومستقیم به خاک جمهوری اسلامی ایران از جایگاه یک ابرقدرت نظامی به قصد سرنگون کردن رژیم حاکم برایران
پیداست که گزینه یک هم اکنون چندسالی است که از طریق گروه ۵+۱دنبال میشود که نتایج حاصل از آن تاکنون مقصود غرب را تامین ننموده است!وغرب هم به این نتیجه رسیده که ازاین روش نمیتواند شکستی را به ایران تحمیل نماید ویاحداقل امتیاز شیرینی را از ایران بستاند که بتواند آنرا بعنوان یک پیروزی برای خود نزد افکار عمومی دنیا تبلیغ نماید!
اما میرسیم به گزینه ای که به ادعای آمریکا وغربی ها هنوز روی میز قرار دارد!! بله حمله ولشکر کشی نظامی بعنوان آخرین راه حل آمریکاییها که البته موانع آن را نیزدر بخش اول این یادداشت به اطلاع شما گرامیان رساندم! خب پس چاره چیست ؟! به زعم آمریکاییها چاره در رفع وحذف این موانع است! اما چگونه!
همانطور که گفتیم مانع اول قدرت دفاعی ایران است که دارای مولفه هایی چون قدرت نظامی وتجهیزاتی فزاینده وچشمگیر وسازمان رزم مجهز ،مجرب، معتقد وجنگنده وازهمه مهمتر توان رزم ملی واعتقادی ایرانیان است که در هشت سال دفاع مقدس زهز چشمی جانانه از مدعیان گرفته است!
اما مانع دوم ومهمتر از نگاه آمریکاییها همانا ترس از واکنش احتمالی ملتهای منطقه وهمینطور متحدین جمهوری اسلامی ایران به هرگونه تهاجم یارویارویی نظامی مستقیم آمرییکاییها با ایران میباشد!
برای رفع مانع اول آمریکاییها تاکنون هرچه درتوان داشته اند بکار گرفته اند اعم از تحریم های گسترده علیه صنایع نظامی جمهوری اسلامی ایران که منجر به خودکفایی وپیشرفتهای مستمر ما درتامین بسیاری از تجهیزات دفاعی از جمله تولیدات موشکی گردیده است آمرییکاییه همینطور با شناختی که از روحیه میهن پرستی وعرق دینی وملی ایرانیان پیدا کرده اند برای ازکار انداختن این مولفه کارامددفاعی ایران ، با اعمایل تحریم های بی رحمانه ی اقتصادی وایرادخلل در اقتصاد ایران کماکان در تلاشند بین مردم ورهبران ایران جدایی افکنده انگیزه دفاع را ازایشان سلب نمایند که دراین امر هم توفیقی کسب ننموده اند!
اما همانطور که عرض شد تحولات ۱۸ ماه گذشته شمال آفریقا و خاور میانه غرب را به ناگاه به خود آورد که اگر دیر بجنبد باید با تمام هیمنه پوشالی اش خداحافظی کندلذا اکنون مصمم است تا قبل از هرچیز وبه موازات تضعیف ایران ازدرون، مانع اول را از سرراه بردارد!
چگونه!؟
اگر بخش اول این یادداشت را مطالعه نموده اید بخاطردارید که درآنجا به طولانی شدن مقاومت حکومتهای دست نشانده در برابر قیامهای مردمی ازجمله دریمن ، بحرین،وحتی مصر اشاره کردم وسپس به شورشهای سفارشی در سوریه پرداختم ! با نگاهی دوباره به آنچه دراین کشورها میگذرد میتوانیم شاهد تحولات ذیل باشیم !
حکومت نظامیان درمصر کماکان رو درروی خواست انقلابیون برای به ثمر نشستن انقلاب مقاومت میکند
در یمن پس از عبدالله صالح معاونش وظیفه مقاومت دربرابر خواست مردم را عهده دار شده است
در یمن حکومت به کمک عربستان سعودی وناوگان آمریکا کماکان دربرابر مردم ایستاده است
در سوریه شورشیان مسلح وجنگجویان صادراتی لیبیایی کماکان از طریق برخی کشورها مسلح میشوند!
اردن وعربستان همچنان شاهد اعتراضات گاه وبیگاه مخالفان میباشد!
درلبنان اخیرا انفجارها وترور های تازه میرود تا به مقدمه ای برای یک نزاع داخلی بین جریانهای مختلف تبدیل شود!
اما سر مگو و شاه کلیداین معما!
ما وامریکا هردو خوب میدانیم که نظام های سیاسی دست نشانده خاورمیانه چون آفتاب لب بام رفتنی هستندوتلاش برای حفظ آنها ازسوی غرب مثمر ثمر نخواهد بود!! باعلم به این مهم پس این تقلاها برای چیست!؟ به زعم نگارنده همه اینها نشان از یک چیز است وآن تلاش غرب وآمریکا برای تخلیه ی انرژِی ملتهای منطقه دریک نزاع داخلی طولانی مدت بطوریکه از یک طرف به عمر حکومتهای دست نشانده خود بیافزاید وبه سایر سیاستمداران وابسته به خود اطمینان دهد که حاضر نیست اشتباهش در مصر وونس را تکرار کند! واز سویی یا تحلیل انرژی وتوان ملتها دریک نزاع داخلی طولانی که بی شک اقتصاد، بازاروفضای عمومی آنها ودر یک کلمه زندگی روز مره آنها را به چالش خواهد کشید! ایشان را نسبت به وقایع پیرامونی سرزمینشان وواکنش نسبت به آن که در اینجامنظور مداخله نظامی مستقیم در یک کشور خاص می باشد بی تفاوت وحتی ناتوان نماید!!
تابدین ترتیب آنچه را که عمق استراتژیک جمهوری اسلامی تلقی میشود را بی اثر نماید! وآنگاه درصورت تحقق این هدف درخصوص رویارویی مستقیم نظامی با ما تصمیم نهایی را بگیرد! بسیار خوب !حال اگر بپذیریم که چنین ترفند حیله گرانه وکثیفی به ذهن مقامات مسئول آمریکایی ویا غربی رسیده است -که میتواند اینطور نیز نباشداما ماباید خودرا برای بدترین شرایط آماده کنیم- این نقشه قرار است بااستفاده ازچه روشهایی عملی گردد!؟
درهمان ابتدا وبا نگاهی سطحی به آرایش قوا و نیروهای موثر درمنطقه و جهان وقایع زیر براحتی وبدون چشم مسلح نیز قابل درک است!
- بازی بسیار رو وناشیانه ترکیه در ماوقع سوریه با دوهدف براندازی نظام متحد ایران که اگر به نتیجه دلخواه هم نرسد لاجرم بخشی از وقت وتوان ایران را به خود مشغول خواهد نمود!جالب است که ترکیه انگیزه هایی چون سیادت بر خاورمیانه را نیز دراین میان دنبال میکند که به زعم این کشور تحقق آن میتواند رویای وصل به اتحادیه اروپا را نیزبرایش فراهم کند!
- تلاشهای مذبوحانه امارات متحده عربی وعربستان برای بین المللی کردن اختلافات مرزی با ایران که باز هم منجر به صرف بخشی از توان دیپلماسی ایران دراین عرصه میشود ولذا بروز هرنوع رفتار انفعالی ویا حساب نشده از سوی ما میتواند به فضا سازی غربی ها علیه ما کمک شایانی نماید!
- متهم شدن ایران در ماجرای انفجارها وحوادث مشکوکی که علیه منافع وسفارتخانه های رژیم صهیونیستی در برخی کشور های آسیایی -جایی که امیدنجات اقتصاد ایران از تحریم ها خوانده میشود- به وقوع پیوست را نیز به موارد فوق بیافزایید!هرچند تاکنون هیچ اتهامی ثابت نشده است!
- تقسیم کشور سودان واستقلال سودان جنوبی که ازهم اکنون اسراییل دوم خوانده میشود!
- توافقنامه راهبردی آمریکا وافغانستان
- استقرار سپر دفاع موشکی ناتو درترکیه واخیرا تلاش برای استقرار آن در جنوب خلیج فارس
-تلاش ها برای تنش آلود کردن روابط سرد ایران وآذربایجان از طریق نزدیکی این کشور به اسراییل وهمچنین پناه دادن به منافقین فراری
- تلاش ترکیه و وبرخی جریانات سیاسی کرد وسنی عراق برای فشار بردولت نوری مالکی به بهانه حمایت از طارق الهاشمی که خود به خود بازهم بخشی از توان وتمرکز ایران را به خود معطوف خواهد نمود!
- تلاش برای ایجاد منازعه داخلی در لبنان ودرگیر کردن حزب الله لبنان درآن
- وسرانجام مذاکرات موسوم به ۵+۱ با ایران در خصوص پرونده هسته ای ایران واعمال تحریم های به اصطلاح کشنده بیشترعلیه اقتصاد ایران!
اینها اهم مهمترین وقایع صحنه فعلی نبرد ودوئل بدون سلاح ایران وآمریکاست که با هدف تحلیل انرژی وتوان ایران و ممانعت از تمرکز ما برروی جنبش بیداری اسلامی ومدیریت صحیح آن یا حداقل اثرگذاری بیشتر برآن صورت میگیرد که درصورت تحقق این اهداف غربی ها جمهوری اسلامی ایران به اصطلاح برای آنها به هدف راحتتری تبدیل خواهد شد! زیرا به رعم آنها ضربه زدن به دشمنی که درچندین جبهه درگیر است کار ساده تری مینماید!...
ادامه دارد
در قسمت بعد به بررسی استعداد ، توان ،راهبرد ها(استراتژی ها)،راهکنشها(تاکتیک ها)وروشهای جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با نقشه ی پیچیده دشمن خواهیم پرداخت انشااله.
با احترام سردبیر .
نظرات شما عزیزان: